|
avrin.xoy@gmail.com
|
شاهنامه بخشي از سند هويت قومي تمام فارس زبان ها (فارس هاي ايران،افغان ها و تاجيك
ها) و همه كساني است كه خود را متعلق به آن مي دانند،اما به دليل محتواي سنتي و در
نتيجه غير مدرن آن، اساسا ً ربطي به فرهنگ مدرن و هويت مدرن ايراني و افغاني تاجيك هم
ندارد. ديدگاه فردوسي مانند ديدگاه عصر ساساني است و از اين رو به ديدگاه اديان تباري
ونژادي (زرتشتي ويهودي) نزديك است تا ديدگاه اديان اعتقادي(بودايي، مانويت، مسيحيت و
اسلام). در مقايسه مي بينيم كه اخوت همه مسلمين در ديدگاه اسلامي، به مراتب به نظرگاه
مبتني بر جامعه متشكل از كاست ها در دوره ساساني برتري داشته و دارد؛ لذا پيام
فردوسي حتي نسبت به اسلام زمان خودش مترقي تر نبود، چه رسد به برابري شهروندان و
آزادي و برابري زن ومرد با يكديگر در آغاز قرن بيست و يكم ميلادي! حال چگونه ممكن است،
هويت مدرن ملي كه عمري 200 ساله در دنيا و كمتر از 100 در ايران دارد، سند هزار ساله با
چنان محتوايي داشته باشد
.به همين جهت، آوردن چند بيت ضد تمدنانه از شاهنامه فردوسي خالي از لطف نيست
:زن و اژدها هر دو در خاک به / جهان پاک از این هر دو ناپاک به
زنان را ستایی سگان را ستای / که یک سگ به از صد زن پارسای
پس پرده ي هر که دختر بود / اگر تاجدار است بد اختر است
چون زن زاد دختر دهیدش به گرگ / که نامش ضعیف است و ننگش بزرگ
زنان را همين بس بود اين هنر / نشينند و زايند شيران نر
همي خواست ديدن در راستي / ز كار زن آيد همه كاستي
که آن ترک بدپیشه و ریمن است / که هم بد نژاد است و هم بد تن است
ز شیر شتر خوردن و سوسمار / عرب را به جایی رسیده است کار
که تاج کیانی کند آرزو / تفو بر تو ای چرخ گردون تفو